تبليغاتX
ღ♥ღ خاطرات ღ♥ღ






















یعنی خدایی اعتماد به نفس بعضی ها رو دارید ؟

یعنی حرصم میگره در حد لالیگا ..طرف قیافه صفر یعنی این آرایششو پاک کنه 

تازه معلوم میشه چهره ی پشت نقاب (منم آرایش میکنم ولی نه تا اون حد ..

گفتم که اگه قرار وبلاگی داشتم نگید این که خودش آرایش میکنه ..

فکر همه چی رو کردن تو حلقم http://www.freesmile.ir/smiles/73542_eynak.gif)

داشتم میگفتم یدونه از این کفش پاشنه بلندا می پوشه تق تقی ها بعد دیگه

لامصب یه قیافه ی می گیره عزراییل پیشش کم می یاره



پ.ن)آقا ما رفتیم این فیلمه رو دیدم یعنی چرت واسه یه دقیقش بودا ..دو نفر که جلوی ما بودن

اول فیلم رفتن پشتی هامون وسط فیلم رفتن باز جلوییمون هم خوابید مامان منم خوابید منم

داشتم به دوستم اس می دادم یعنی بگیر برو تا آخرش نیشخند

پ.ن2)آقا دو تا پست تو یه روز فعالی رو دارید از خود راضی

پ.ن3) این شکلکا رو تازه پیدا کردم ذوق کردم این هواااا http://www.freesmile.ir/smiles/59292_(5).gif

پ.ن4) کامنتدونی هم به عشق بازیگوش جونی بازه



ستاره . جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 . 23:7 .


 هر گاه برای مراقبت از خودمان وقت صرف نمی کنیم یا زندگی مان را مقدم نمی شماریم

خودمان را زیر پا گذاشته ایم .هر وقت برای تلاش هایمان از خودمان قدردانی و

سپاس گذاری  نمی کنیم -هنگامی که حاضر نیستیم اشتباهاتمان را درک کنیم و با خودمان

مهربان باشیم خود را زیر پاگذاشته ایم 

بیشتر ما از تج*ا*وز های که به خودمان میکنیم آگاه نیستیم اما روان ما کاملا آگاه هست

که چه هنگام از خود غافل می شویم

منبع: رازسایه از دبی فورد





یکی از بدترین ضررهای که خودم به خودم میزنم فکر کردن درباره ی ادم های که واقعا

لیاقت ندارنه ..هی تکرار فکر و فکر

میخوام کامل این ادم ها بزارم کنار نه درباره ی این ادم ها  فکر کنم نه حرف بزنم

 ..چون غیر از اذیت کردن خودم هیچ سودی نداره

شما چه بدی های به خودتون میکنید ؟؟ خیلی بحث قشنگی ها باید بهش فکر کنیم

پ.ن )میخوام برم سیب و سلما رو ببینم .با اینکه بازیگر معروفی نداره ولی شنیدم

محتوای قشنگی داره از اون ور هم بابا میخواد ما رو مهمون کنه http://www.freesmile.ir/smiles/3122_(14).gif

 





ستاره . جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 . 15:7 .


**از مشهد برگشتم ..سفر خوبی نبود یا بهتر بگم اصلا خوب نبود ..با فامیل های

 مادرم رفتیم یه همسفر خیلی بد داشتیم که مسافرت رو به هممون زهر کرد

** بعد از سفر با یکی دعوام شد ..منی که اصلا با کسی دعوا نمیکنم حتی اگه 

 طرف بدترین بدی رو بهم بکنه ولی این دفعه یه لحظه حس کردم اگه چیزی نگم

 سکته میکنم کل بدنم بدجور داغ شد

**خوبی بیش از حد به یکی  عین خنجر زدن به خود ادمه ..چرا من تعادل ندارم ؟؟

**یه دختری که حس میکردم خیلی پاک و خوبه  امروز فهمیدم رفته صیغه یه مرد 

زن دار شده واقعا پسرا تو این زمونه به کی می تونن اعتماد کنن و زن بگیرن ؟

**الان مشخصه من اعصاب ندارم ؟ :D

ستاره . دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 . 22:10 .



*چهارشنبه میریم مشهد قلب

*بعضی موقع ها دلم برای یکی تنگ میشه واسه کسی که نیست یا اصلا وجود خارجی نداره

ولی من دوستش دارم

*کاش یه روز صبح بیدار میشدم می دیدم همه ی کارای که باید انجام بدم رو دادم .

*بعضی موقع ها یه چیزای هست که فقط خودت میدونی و خدا و این برات کافیه و اگه 

دلت بگیره پیش خودت میگی رضایت اون واسم کافیه ..این جور لحظه ها انگار یه پارچ آب یخ 

 میریزن روت ..زنده میشی ...

*دوست دارم خودم باشم خود خوددم هر چند بد هر چند خوب ..دوست ندارم فیلم بازی کنم

دوست دارم خودمو همین جور که هستم دوست داشته باشم

پ.ن) میدونم قر قاطی نوشتم ولی دوست داشتم ثبت بشه قلب




ستاره . شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 . 15:5 .


اگه مرد نیستی حداقل نامرد نباش ...

ستاره . پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 . 11:35 .


از بچگی از معلم جماعت بدم می یومد ..نمی دونم چرا اونا رو موجودات عقده ای

می دونستم :D

چون بچه ی درس نخونی هم بودم همیشه هم بهم گیر می دادن ..منم روز معلم کارم

بود براشون کادو بخرم تا بهم نمره بدم (کوفتشون بشه ) همیشه هم جواب می دادا

خلاصه تا اینکه این دیپلم بی ارزش رو گرفتیم از هفت خان رستم رد شدیم

حالا امروز هم روزشونه ....ایشششششششش

من مونده بودم تو زمان ما معلم هامون چرا انقد کثیف بودن ؟؟؟

نه ارایشی می کردن .. یه لباس کهنه می پوشیدن خط مقنعه هاشونم یه متر اون

 اون طرف تر بود ..من مونده بودم چطوری شوهراشون اونا رو تحمل می کنن

حالا  روزشون ..مبارک باشه نباشه باشه نباشه

باشههههههه

ستاره . سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 . 11:38 .


* امروز قبل از اینکه برم دکتر رفتم هفت تیر ..از هیچ کدوم  مانتوهاش خوشم نیومد . تو خرید

وسواس ندارم ولی نمی دونم چرا امروز اینجوری بودم ؟

*امروز وقتی رفتم دکتر انتقدر حرف زدم تا آخر وبلاگمو لو دادم . تا حالا به ادم واقعی ادرس

 وبلاگمو ندادم ولی امروز انقدر حرف زدم تا بالاخره گفتم .البته ایشون استاد دانشگاس وقت

نمیکنه بیاد اینجا

قابل توجه فضول های گرامی: دکتره نه روانشناس بود نه مشاور نه دکتره اعصاب

فقط من باهاش حرف زدم ..حالا پیدا کنید پرتقال فروشو 

*این روزا عذاب وجدان نسبت به خدا دارم ..چون کاهل نماز شدم چون به فکرش نیستم

*همچنان روزها تکراری می باشد

*عشق اینو دارم برم کلاس بازیگری ..خل شدم یعنی ؟ :دی


ستاره . شنبه نهم اردیبهشت 1391 . 20:58 .


عکس های دوقلوهای افسانه ای  که قولشو داده بودم

پ.ن) واسه دوست های جدید :من یه خواهر بزرگتر دارم برادر ندارم.. و این دوقلوهای

 افسانه ای خواهر زاده هام هستن .


ادامه مطلب ...


CONT!NUE
ستاره . پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 . 22:26 .


25 فروردین تولد پوریا پر*نیا بود. سال پیش همین موقع بود که اونا به دنیا اومدن

و این یه تجربه ای شد واسه خودم ..اولا حس می کردم بچه راحته  ولی

خیلی خیلی سخته واقعا ادم باید امادگی و یه اعصاب خیلی قوی واسه بچه داشته باشه

جفتشون خیلی نازن نمیشه گفت پوریا رو بیشتر دوست دارم یا پرنیا رو ..واقعا نمیشه گفت

ولی دلم بیشتر واسه پرنیا میسوزه .نمی دونم چرا ..شاید چون مظلوم تره

پوریا قلبفوق العاده شیطونه یعنی از دیوار راست میره بالا جلوشم بگیری جیغ میکشه خونه میلرزه

پرنیاقلب هم شیطنت های خودشو داره ..عاشقه لب تاپه من فقط بازش کنم میپره روش

پوریا دست پرنیا رو گاز میگبره موهاشم میکشه اسباب بازی ها رو هم از دستش میگیره ..خلاصه

خیلی قلدر بازی در میاره whistling

یه روز پوریا موهای پرنیا رو میکشه وقتی جداش کردیم جیغ میزد از حرصش موهای خودشم میکشید

نیشخند

پوریا عاشق خوردنه ..هر چی بهش بدی میخوره .من بهش میگم از سومالی فرار کرده نیشخند

پرنیا اصلا اهل غذا نیست ..غذا ببینه گریه میکنه

خلاصه این دوقلوهای افسانه ای روزگاری دارن واسه خودشون 

عکسها شب اضافه میشود 



برچسب‌ها: شکلک
ستاره . چهارشنبه سی ام فروردین 1391 . 12:38 .


بعضی موقع ها یه تلنگری باید بهت بخوره تا از اون تکرار و تنبلی بیای بیرون و شروع کنی

اون تلنگر شاید دردناک باشه ...

ولی به هر حال باید عزمتو جزم کنی ..

و من موندم یه عالم عزم جزم شده ...


ستاره . سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 . 21:15 .